ارزیابی مولفه‌های حکمروایی خوب تاثیرگذار بر مدیریت روستایی (مطالعه‌موردی: روستاهای شهرستان زابل)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

گروه جغرافیا، دانشگاه سیستان و بلوچستان

10.22034/mpsh.2026.578503.1085
چکیده
در دنیای معاصر، مفهوم حکمروایی خوب به عنوان یک چارچوب نظری کلیدی توسعه مطرح است که بر اصول اساسی همچون شفافیت، پاسخگویی، مشارکت، کارایی و اثربخشی و عدالت اجتماعی تأکید دارد. در زمینه مدیریت روستایی، حکمروایی خوب می‌تواند نقش محوری در حل چالش‌های توسعه پایدار ایفا کند، زیرا روستاها به عنوان واحدهای پایه‌ای جوامع، اغلب با مشکلات ساختاری مانند کمبود منابع، نابرابری‌های اجتماعی و ضعف مدیریتی روبرو هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مولفه‌های حکمروایی خوب تاثیرگذار بر مدیریت روستایی شهرستان زابل می‌باشد. این پژوهش، بر پایه ترکیبی از روش‌های توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و پیمایشی می‌باشد که در آن، جامعه آماری پژوهش سرپرستان خانوارهای ساکن در 23 روستای نمونه شهرستان زابل تشکیل دادند که بر اساس فرمول کوکران 351 نفر به‌عنوان حجم نمونه به شیوۀ تصادفی انتخاب شده‌اند. تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها با کمک نرم‌افزارهای SPSS، ArcGISو با استفاده از مدل EDAS و آزمون فریدمن انجام گردیده است. نتایج نشان می دهد که از میان مؤلفه‌ها، قانونمندی و پاسخگویی بیشترین تأثیر را دارا هستند، در حالی که عدالت محوری و شاخص عدالت جنسیتی در پایین‌ترین سطح قرار دارند. از سوی دیگر، نتایج مدل EDAS ناپیوستگی فضایی آشکاری را در سطح حکمروایی بین روستاها نشان داد، نظام حکمروایی روستایی در منطقه اگرچه از مشروعیت نهادی و پذیرش نسبی برخوردار است، اما به دلیل ضعف در کارکردهای عادلانه، شفاف و مشارکت‌جویانه، نتوانسته به شکل کارآمدی در خدمت توسعه همه‌جانبه و عادلانه تمام سکونتگاه‌ها قرار گیرد.